تبلیغات
انـــتـــظــار.....!!! .:: I L♀VE Y♂U - همراه و هم قدم

انـــتـــظــار.....!!! .:: I L♀VE Y♂U

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم هستم و تنهائی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ انـــتـــظــار.....!!! .:: I L♀VE Y♂U خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

wk1i53.jpg

قبل بودن تو قلبم،انگاری یه چیزی کم داشت


انگار آخر تموم قصه هام،یه جوری غم داشت

قبل بودن تو دستام،سرد و بی حس بود و خالی

مثل یه پرنده بودم،که نداشتم پر و بالی

شب به آسمون رویام،یه ستاره سر نمیزد

روزا هم توی خیالم،یه پرنده پر نمیزد

لحظه هام تهی و ساکت،پر خلوت،پر تکرار

خلاصه تا اینکه یک روزی،رسید لحظه ی دیدار

من دیگه خودم نبودم،محو چشمات شده بودم

انگاری یه حس تازه،رفته بود تو تار و پودم

تک تک آرزوهام رو،تو نگاه تو میدیدم

صدای قلبم رو وقتی،که تو بودی می شنیدم

تو زلال و آسمونی،مثل قطره های بارون

مثل دریای سخاوت،یا شبیه چشمه سارون

تو صمیمی مثل خورشید،یا درخشان مثل ماهی

تو مثل یه همقدم برای پیمودن راهی

تو یه تکیه گاه محکم،تو مسیر زندگانی

تو یه اشتیاق شیرین،تو یه حس جاودانی

اینجوری شد که تو حالا،شدی معنای نفسهام

تو مسیر زندگیمون،شدی همراه قدمهام

همقدم! تا ته دنیا،من باهاتم،پا به پاتم

تپشهای قلب من! با طعم عاشقی باهاتم




طبقه بندی: دلتنگی، تــــنــهـــــایــــــی ، ســــوال؟؟؟؟!!!!!، شعر عاشقانه، درد و دل،

[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ سیما ]

[ نظرات() ]