تبلیغات
انـــتـــظــار.....!!! .:: I L♀VE Y♂U - هدف آفرینش

انـــتـــظــار.....!!! .:: I L♀VE Y♂U

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم هستم و تنهائی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ انـــتـــظــار.....!!! .:: I L♀VE Y♂U خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

بسمه تعالی


هدف از آفرینش انسان چیست ؟ اگر منظور رسیدن به مقام عبدویت است که ملائکه هم خدا را عبادت می کردند چه نیازی است که خدا انسان را بیافریند؟


با توجه نمودن به ثبات ثبوتی خدای سبحان به نظر می آید این مسئله برای ما حل بشود ، دوستان محترم اگر به خطبه اول کتاب نفیس و گران سنگ نهج ابلاغه نگاه کنند ، امیر بیان ، مولای متقیان و امام شیعیان صفاتی را برای خداوند سبحان بیان فرموده اند ؛ در آنجا می فرمایند:


« سپاس خدایى را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارگران شمردن نعمتهاى او ندانند، و کوشندگان حقّ او را گزاردن نتوانند. خدایى که پاى اندیشه تیزگام در راه شناسایى او لنگ است، و سر فکرت ژرف رو به دریاى معرفتش بر سنگ. صفتهاى او تعریف ناشدنى است و به وصف در نیامدنى، و در وقت ناگنجیدنى، و به زمانى مخصوص نابودنى. به قدرتش خلایق را بیافرید، و به رحمتش بادها را بپراکنید، و با خرسنگها لرزه زمین را در مهار کشید. سر لوحه دین شناختن اوست، و درست شناختن او، باور داشتن او، و درست باور داشتن او، یگانه انگاشتن او، و یگانه انگاشتن، او را بسزا اطاعت نمودن، و بسزا طاعت نمودن او، صفتها را از او زدودن، چه هر صفتى گواه است که با موصوف دو تاست و هر موصوف نشان دهد که از صفت گواه است که با موصوف دوتاست و هر موصوف نشان دهد که از صفت جداست، پس هر که پاک خداى را با صفتى همراه داند او را با قرینى پیوسته، و آن که با قرینش پیوندد، دوتایش دانسته، و آن که دوتایش خواند، جزء جزءاش داند، و آن که او را جزء جزء داند، او را نداند، و آن که او را نداند در جهتش نشاند، و آن که در جهتش نشاند، محدودش انگارد، و آن که محدودش انگارد، معدودش شمارد. و آن که گوید در کجاست؟ در چیزیش در آرد، و آن که گوید فراز چه چیزى است؟ دیگر جایها را از او خالى دارد... »


آنچه از بیانات حضرت استفاده می شود این است که خداوند حکیم بی نهایت است یعنی نهایت و آخری برای ذات مقدس او فرض نمی شود ، نا محدود است و هیچ حد و مرزی ندارد ، به غیر از خدا همه مخلوقات محدودند و و دارای نهایت هستند.


از طرفی خدای متعال فیاض علی الاطلاق است و دارای صفت جود و بخشش آن هم در اعلای بخشش؛ زیرا خداوند هر کمالی را داراست و بالاترین درج? کمال را ؛ و جود و بخشش یک صفتی است که برای ذات او ثابت است.


او چون خودش بی نهایت است و می تواند هم? کمالات را در برداشته باشد بدون هیچ محدودیتی ، صفت جود و بخشش او اقتضا می کند که موجودی را بیافریند که او نیز دارای چنین کمالاتی باشد.


قبل از خلقت انسان چنین موجودی که بتواند جانشین خدا باشد وجود نداشته است ، حتی ملائکه نیز قدرت چنین موهبتی را ندارند . فقط انسان و روح ملکوتی اوست که استعداد دریافت چنین موهبتی است.


فلذا است که وقتی خدای سبحان اراد? خلق موجودی به نام انسان نمود ، طبق آی? 30سور? مبارک? بقره « و اذ قال ربک للملئکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعبدون» ملائکه به خدا عرضه داشتند آیا می خواهی در زمین موجودی خلق کنی که فساد کند و خونها بریزد در حالی که ما تو را تسبیح می گوییم و همواره در حال حمد تو هستیم بعد خداوند در جواب می فرماید:


« انی اعلم ما لا تعلمون »


آنچه که شما نمی دانید من آگاهتر هستم . یعنی من می دانم که این موجود دارای چه استعداد قوی است که احدی از مخلوقات حتی ملائکه چنین قدرتی ندارند.


روایتی از رسول اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) منقول است که حضرت فرموند: انسان استعدادی داد که اگر آن استعداد شکوفا بشود به هر چه اراده کند مى‏فرماید: «باش پس بلادرنگ موجود مى‏شود»


پس نتیجه این می شود که هیچ مخلوقی به غیر از انسان در نهادش چنین استعداد و قدرتی وجود ندارد . پس صفت جود و بخشش خدای سبحان اقتضاء می کند که چنین موجودی خلق بکند و آن مخلوقی جز انسان نیست.



[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ یاسر ]

[ نظرات() ]